این روزهای فاطمه 2
دخترم از امروز 14 تیر میذاره مامانش براش نینی و گل بکشه و خودش نگاه میکنه آخه قبلا همین که خودکار رو دستم میدید ازم میگرفت و خط خطی میکرد![]()
وقتی بهت میگم برای مامانی ساعت بکش یه خط میکشی روی مچ دستم
چند روزیه زبانتو کج میکنی و میگی نٍی نٍی(نمیدونم به چی میگی)
جدیدا با شنیدن آهنگ دور خودت میچرخی و دست میزنی قبلا فقط دست میزدی و او او میکردی.gif)
تقریبا قبل از یک سالگی بود که آهن ربا های روی یخچالو میگفتی بده و میرفتی و اونها رو روی بخاریو چارچوب در میذاشتی
جق جقه ها و حیواناتتو یکی یکی بیرون میاری و دوباره میریزی توش البته به جز جق جقه پروانه که گذاشتنش برای مامان هم سخته و این نتونستن با زور همراه میشه و اینکه نتونستی عصبانیتت میکنه
به آیفون علاقه داری و میگی منو بلند کن و مشغول میشی بالا به ور رفتن با گوشی و گاهی گوشی رو بر میداری و میگی ایو و دستتو میذاری رو چراغ قرمز رنگش،البته 3 ماه پیش وقتی بهت میگفتم بابا کو ؟آیفونو نشون میدادی .آخه بابا وقتی میومد خونه و زنگ میزد من با بغل کردن تو به سمت آیفون میگفتم بابا
الان بابا که در رو باز میکنه بدو بدو میای و دستاتو باز میکنی و میری بغل بابا و بهش اشاره میکنی بریم تو اتاقم و بابا باید یکی از وسایلتو از به اصطلاح فروشگاهت بهت بده
با دیدن برنامه نقاشی نقاشی شبکه پویا هوهوچیچی یاد گرفتی![]()
از گل مصنوعیه روی یخچال چند روزیه میترسی (وقتی بردمت روی کابینت تا جوجه های حیاط همسایه رو ببینی نگاهت که به روی یخچال رسید زدی زیر گریه و اینکه مامان بغلم کن)
![]()
پرتاب کردن بادست البته نه با برد زیاد و شوت کردن کوچولو هم یاد گرفتی
![]()
2 هفته پیش هم کیف لوازم آرایشمو میخاست و چند دقیقه بعد خانمو با دستای و لباس رژلبی مشاهده کردم .خانم تمام اتصالات رژ رو در آورده بود و در آخر دست توی استوانش
![]()
تا 2 ماه پیش از ماشین لباسشویی البته روشن میترسیدی الان هرچیزی که پیدا میکنی میزاری داخلش
![]()
سیم جارو برقی رو از پریز در میاری بیرون
![]()
لباسهای روی رخت آویزو برمیداری و دوباره سعی میکنی بندازی روی میله ها(نیم ساعتی درگیری)![]()
![]()
بادبزن مامانو بازو بسته میکنی
![]()
یکی دو ماهه از پوشک شدن بدت میاد و باید کلی باهات دالی موشه و فاطمه نیس بازی کنم تا حواست پرت بشه و بذاری پوشکت متن و تازه وقتی بلند میشی چسبای پوشکتو باز میکنی
![]()
جدیدا موقعی که مامان ظرف می شوره مامانو هل میدی عقب یعنی بغلم کن
![]()
پیام بازرگانی کرم حلزون و آهنگ اول اخبار رو از شش ماهگی خیای دوست داشتیو با شنیدنش از هر کجای خونه به سمت تلویزیون میومدی و الان آهنگ نقاشی نقاشی و بستنی پاندا هم دوست داری
![]()
2-3 هفته ای هست که وقتی مامانی میخاد پتوها رو جمع کنه بدو بدو به سمت پتو میای و خودتو میندازی روش و کلی میخندی ودوست داری مامان پتو رو بکشه و شما روش باشی
![]()
قبل از1 سالگی بهت میگفتیم امام رضا کو؟ قاب حرم امام رضا رونشون میدادی
و البته 6 ماهگی می پرسیدیم لامپ کو؟ بالا رو نشون میدادی با دست
2 هفته ا ی هم هست درخت رو اشاره میکنی قبلا به درخت هم گل میگفتی
![]()
این روزها راحت دکمه جرقه گاز رو میزنی و شعله ها رو کم و زیادو خاموش!
![]()
امروز دیدم خودت ایستاده از بلندی آشپزخانه اومدی پایین قبلا ایستاده میرفتی بالا و نشسته و قبلا تر باحالت 4 دست و پا میومدی پایین)
![]()
امروز(16تیر)دیدم سرتو وقتی مامانی و تو ایستاده ایم از بین پاهای مامان درمیاری بیرون و به بالا یعنی صورت مامان نگاه میکنی![]()
![]()
از اوایل تیر بود که اسبتو از اتاقت میاوردی تو هال و سوارش میشدی و میگفتی بیتیکو البته باصدای آروم![]()
![]()
با باز کردن یخچال توسط مامان زودتر از مامانی داخلشی و سریع در رو تا آخر باز میکنی، 2-3 هفته پیش بر اثر افتادن داخل یخچال سرت به طبقات یخچال خورد وزخم شد)![]()
![]()
با گرفتن کنترل به سمت تی وی میخای کانالشو عوض کنی گاهی هم موفقی،وقتی مامانی میگه بزن 2 یا 3 شما کنترل رو به سمت تی وی نشونه میری
![]()
جدیدا هم از پتوهای محافظ (قبلا پشتی بود اما قبل ازعیدبرداشته شد چون شما اونا رو مینداختی زمین)جلوی میز تلویزیون بالا میری و روی میز نشسته و تی وی رو خاموش و روشن میکنی
![]()
از 7-8ماهگی در جای باطری تلفونتو و البنه جدید ترکنترل تی وی رو برمیداشتی و باطریشو اما بلد نبودی و نیستی سر جاش بذاری
![]()
بازی لی لی حوضک رو از شش ماهگی (دستتو باز میکنی و خمشون میکنی و زیر لب یه آوازی زمزمه)و اتل متل توتول رو ا ز11 ماهگی بلدی(رو پاهات میزنی) گل و پوج هم از 12 ماهگی(تشخیصت خوبه)
![]()
جدیدا شیشه ماشینو بالا و پایین میکنی که از این بابت بابا رو عصبانی و دستتو ازماشین میاری بیرون باد بخوره!![]()
![]()
قبل از عید از پله خونه عزیزبه حالت 4 دست و پایی بالا میرفتی و با هر بالا رفتن به خروج از پله نزدیک تر ولی الان میخای حالت ایستاده بری بالا که مامانی سریع دستتو میگیره نیفتی
![]()
در خونه خودمون هم که باز میشد 2 ماه پیش میرفتی سراغ جاکفشی همسایه و از اونجا میرفتی کنار نرده ها و به سمت بالا ، اما الان به محض باز شدن در با اعتماد به نفش کاذب ایستاده میخای بری پایین که مامانی نمیذاره)
![]()
یکی دو ماهه وقتی بغل هستی(و روی پای مامان در ماشین) و چیزی در دست داری(به ندرت نی نی و خرگوشه) اونو میندازی زمین و اشاره که بده و دوباره میندازی و این کار ادامه داره تا مامانی یا خودت خسته بشی
![]()
علاقه خاصی به ضربه زدن به بوفه داشتی و یکی دو بار هم سرت بهش خورده و کبود شدو ما مجبور شدیم که حتی برای عید هم یه ملحفه روش کشیده تا توجت نسبت بهش کمتر بشه
![]()
عروسک اردکی زرد خاله خونه عزیز رو هم خیلی دوست داری و ناز بغل میکنی![]()


این روزهای فاطمه 2
