ابیانه
خرداد 93
همایش شیر خوارگان حسینی
فاطمه در آشپزخونه
بدون عنوان
این روزهای فاطمه 2
دخترم از امروز 14 تیر میذاره مامانش براش نینی و گل بکشه و خودش نگاه میکنه آخه قبلا همین که خودکار رو دستم میدید ازم میگرفت و خط خطی میکرد وقتی بهت میگم برای مامانی ساعت بکش یه خط میکشی روی مچ دستم چند روزیه زبانتو کج میکنی و میگی نٍی نٍی(نمیدونم به چی میگی) جدیدا با شنیدن آهنگ دور خودت میچرخی و دست میزنی قبلا فقط دست میزدی و او او میکردی تقریبا قبل از یک سالگی بود که آهن ربا های روی یخچالو میگفتی بده و میرفتی و اونها رو روی بخاریو چارچوب در میذاشتی جق جقه ها و حیواناتتو یکی یکی بیرون میاری و دوباره میریزی توش البته به جز جق جقه پروانه که گذاشتنش برای مامان هم سخته و این نتونستن با زور همراه میشه و اینکه ...
این روزهای فاطمه3
امروز 17 تیر فاطمه یادگرفته یه چیزی مثل آهنربای یخچال و یامهر رو برمیداره و داخل یقه لباسش میندازه و بعد دنبالش میگرده وقتی من میگم بله تکرار میکنه و میگه بل وقتی بهش میگم بیا دستشویی تا دم در دستشویی میاد و بعد فرار میکنه و اگه صدامو به نشانه اعتراض بلند کنم اون هم داد میزنه دخترم تقریبا قبل از یک سالگی بودکه گل و پوچ رو بلد بود به اینصورت که من چیزی جلوی چمشاش در دستم قایم میکردم و فاطمه با زدن بر روی دستم مثلا میگفت اینجاست و بعد هم برا ی خودش دست میزد و میخندید دخترم اولین کلمه ای که بعد از مم گفن بابا البته نه به خود بابایی (تکرار بعد ازمن)و بعد دد و به بابا هم دد میگفت دخترم بازی نون بیارو کباب ببر رو ...
این روزهای فاطمه1
امروز صبح که ازخواب بلند شدی هرچی که میبینی بهش اشاره 5 انگشتی میکنی و میگی این چی؟ای چیچی؟ ومنتظر جواب مامانی هم نمی مونی و میری سراغ یه چیز دیگه و می گی این چی؟ از دیروز که خونه عزیز بودی و کلی با خاله ها بازی کردی بوس کردنو با صدا یاد گرفتی و هرکس که میگه فاطمه منو بوس کن بوسش میکنی واگه برای دوم ازت بخاد قبول نمیکنی و البته ناز کردنو هم از 11 ماهگی فک کنم باد بودیو وقتی میخای ناز کنی میگی نا نا و البته الان نه قبل تر وقتی مامانی بهت میگفت بابا رو ناز کن اول دستتو روی موی بابایی و بعد موهاشو می کشیدی دایی رضا هم هر وقت بهت میگه موش سو براش موش میشی پریشب که برای بار دوم رفته بودیم پارک کلاله شما مث فنر رها ...



