انتخاب نام
خیلی زمان های پیش وقتی که مامانی و بابایی تازه ازدواج کرده بودیم بابایی میگفت که اولا دوست داره خدا یه دختر بهش بده و دوما اسمش رو خودش میخاد بذاره سارا و این اسمو زمانی که مجرد بوده برای دختر آیندش انتخاب کرده بود. علیرغم مخالفت من بابایی میگفت اسم دختر با من و پسر با تو.... خدا خواست و شما شدی آرزوی بابا و سارای بابا من در طول 9 ماه بارداری تو رو به اسم سارا صدا میزدم و همه فامیل و دوستانم هم همیشه حال و احوال سارا رو می پرسیدن و اما تقدیر این بود که شما در شب ولادت خانم فاطمه زهرا به دنیا بیایین و بابایی دست از خواسته ای که همیشه آرزوش بوده برداره و نام شما رو به یمن روزی به این برزگی فاطمه بذاره...البته تا یکی دو ...
نویسنده :
مامان فاطمه
7:29
جشن تولد یک سالگی
کیک تولد دختر عزیز مامانی از بس که در طول روز بازی کرده بود خسته شده بود و موقع شام خواب بود یه کم هم از هنرها ی بابا هم گذاشتم چون خیلی زحمت کشید (کارهای گرافیکی رو انجام داد) ژله و کمی تزیینات! ...







